![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
پنجشنبه، 31 تير ماه ، 1389 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
شنبه، 21 فروردين ماه ، 1389 | ![]() |
نظر دهيد! |
فلامنكو ، بیان هنری آگاهیكامل از شرایط وجودی آدمی است . در میان مردمی كه احساس مهجوریت و تنهاییدر این دنیای لایتناهی آزارشان می داد و پشتیبانی پروردگار ، حامی دلسوز ومهربان و مقتدر را حس نمی كردند ، وجود این طرز فكر، بدیهی به نظر می رسدكه : « ما همه انسانهایی ترسان و بی پناه ، در جایی به سر می بریم كه باآن بیگانه ایم » .این طرز فكر گویای آن است كه موجود برتر دیگری وجودندارد .
حقیقت فلامنكو آنست كه باید زندگی كرد و در نهایت سر به دامان مرگ سپرد .در این سیر هر كس باید مسئول اعمال خود باشد و تلاش نماید تا صفات نیكیمانند شجاعت ، وقار و شوخ طبعی را جزء ذات خود كند و در این تلاش دستدیگران را نیز بگیرد . این هنرِ زندگی است و هنر صادقانه این است . درفرهنگ فلامنكو ، مرگ همیشه قرین آدمی است و این نزدیكی دایمی ، در تقابلبا حیـات ، به زندگی افراد معنا می بخشد .
غصه و ماتم فقط در تراژدی مرگ یك كودك در اثر گرسنگی یا مهاجرت اجباریكشاورزان تهی دست به شهرهای بزرگ متجلی نمی شود . این مفهوم جزیی از زندگیو یكی از مراحل آن است كه با هم ارتباط متقابلی دارند و برای هر شخص درهرلحظه و در هر نقطه ای از سفرش در این دنیا ، باید ارزشمند تلقی شود .هنرمندان كولی یا جیپسی Gipsy به دلیل اینكه از نزدیك و برای مدتهایطولانی ، تمامی این مفاهیم را لمس كردند ، این آگاهی شان بسیار عمیق شد وباعث شد تا به قدرت بیان سحر انگیزی دست یابند. كولیهای اهل مورون دِلافِرونتِرا ( Moron de la Frontera ) ، اوترِرا Utrera و دیگر شهرهای كوچكاطراف سِویاSevilla ، این آگاهی را جزیی از زندگی روزمره و خانوادگی خودكرده اند
كولیهای اهل مورون دِلا فِرونتِرا Moron de la Frontera ، اوترِرا (Utrera ) و دیگر شهرهای كوچك اطراف سِویا ( Sevilla ) ، این آگاهی را جزییاز زندگی روزمره و خانوادگی خود كرده اند و ارزشی كه به هنرشان می دهند ،كاملاً در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی شان مشهود و جاریست.
برای كولیهایی كه هیچ وقت تحت حمایت نبودند و زندگیشان همیشه در گذار وعبور از مكانی به مكانی دیگر می گذشت ، مفاهیم مدونی همچون قانون ، مذهب ،ملیت ، پرچم و دنیا طلبی ، جایی در فرهنگ شان نداشت . ایشان مجبور بودندنسل به نسل ، مفهوم تنازع برای بقای فیزیكی و رقابت برای دست یابی به پایههای حیات را انتقال دهند تا اجتماع و هویت شان ، دوام یابد . در اسپانیایدههٔ ۱۹۶۰ و اوایل دههٔ ۱۹۷۰ میلادی ، تمام این مفاهیم در بیان هنریكولیها تجلی یافت و محققاً با مذهب و كلیسای كاتولیك ، كه برای ایشانتحمیل فرانكوی اسپانیا بود ، تجانسی نداشت .
كولیها كه مهاجرانی از هند و پاكستان امروزی محسوب می شوند ، برای خود سننعقلانی كاملاً متفاوتی از كلیسای كاتولیك دارند . هنر فلامنكو هستهٔ مركزیفرهنگ شان است و كاملاً به این موضوع معتقدند كه این فرهنگ از نسلی به نسلدیگر و بصورت سینه به سینه ، به عنوان علامت مشخصهٔ خانوادگی و اجتماعیشان ، حفظ می شود . در این فرهنگ ، موسیقی و رقص و آواز ، مذهـب شان شد .
فلامنكو یك هنر بدون مسئولیت نیست . تداوم و تكامل یك هنر ، نیازمند نظامخاصی است كه با نظارت صاحب نظران تكمیل می شود (مادر بزرگ نوهٔ بزرگش رابخاطر از دست دادن ریتم (Fuerra Compas) سرزنش می كند) . در مورون ، آوازیا كانته (Cante) در همه جای زندگی جاریست و بچه ها از اوان طفولیتدرفضایی آكنده از كانته حوندو (Cante Jondo) قرار دارند.
بچه ها با همان سن اندك ، از طریق كانته از فلسفه وجودی خویش آگاه می شوند؛ و این برای والدین راه حلی جهت آموزش معنای مرگ و زندگی و تقابل این دومفهوم ، به فرزندان محسوب می شود . این راه حل ، توسط فرهنگ پیرامون شانارائه می گردد . چنین دیدگاهی از فلامنكو ، بیانگر آنست كه انگیزش جنسی یكنقش فرعی در بیان جدی این هنر دارد (معمولاً اشخاص جذاب از هر دو جنس كهفقط به ظاهر خود می پردازند ، در صورت فقدان آگاهی فلامنكو یا انترائو(Entrao ) ، سرگشته و نادان تلقی می شوند) .
به عبارت دیگر از دید مسن ترها باید طرز بیان فلسفهٔ وجودی این هنر توسطزنان و مردان ارائه كنندهٔ آن ، علاوه بر دارا بودن جذابیت لازم ، به گونهای باشد كه شأن و مقام انسانی هر یك از دو جنس را ، حتی تحت شرایط نامعقولو مبتذل ، حفظ كند . این نظریه ، بی پروایی و صراحت خاصی دارد كه نه تنهانتایج حاصل از درك معنای هستی را به عنوان یك اصل فلسفی بیان می كند ،بلكه به چگونگی بیان این فلسفه توسط جوهر ذاتی یك شخص به شكل یك هنر ، كهشامل پیچیدگیها و رموز تكنیكی استادانه ای است ، می پردازد . برای یكهنرمند فلامنكو بسیار ضروری است كه هر روز هنگام تمرین تكنیكهای خود باآنها مواجه شود .
این یك مسابقه با زمان برای كسب مهارت است تا هنرمند را قادر به اجرا وبداهه پردازی عمیق و با معنی نماید . بدین ترتیب هنرمند باید از شجاعتكافی برخوردار باشد تا گاهی در مقابل كسب ملزومات حیاتی زندگی و یا تاثیرگذر زمان و بالا رفتن سن ، بتواند از كسب مهارت و تكنیك بگذرد . این شجاعتدر هنرمندان بزرگ فلامنكو ، غالباً بصورت حس شوخ طبعی و مزاح متجلی می شود. به همان خوبی ای كه می توانند حس انزوایی عمیق و دردناك را بیان كنند ،از گسترش آن در زندگی كه پیامدش از دست رفتن انگیزه و ایجاد حس پوچی میباشد ، آگاهی كامل دارند.
حتی گاهی برخی از هنرمندان ، این پوچ گرایی بشر را در قالب طنزی تلخ بیانمی كنند . اكثر هنرمندان حرفه ای فلامنكو به سطح بالایی از درك و آگاهیدست یافته اند و از تاثیر پدیده مرگ مطلعند و می دانند كه زندگی ، براساسماهیت وجودی و ارتباط اش با مرگ ، یك دوره موقت و گذراست .
برخلاف محصولات صنعتی و كشاورزی و محصولاتی مشابه ، كه تولیدشان تحت اجبارو نیاز صورت می گیرد ، ذات این هنر به گونه ای است كه خودبخود و مداوم ،با یك حالت ناخودآگاه و بداهه پردازانه ، در قالب گیتار و رقص و آواز ،تولید و اجرا می شود . هدف ، ارتقای مناسبات هنری اجتماعی است ، نه تحصیلثروت و منافع مادی .
بطور خلاصه ، فلامنكو هنری است شامل شجاعت ، وقار ، شوخ طبعی و نكته سنجیدر مواجهه با هرج و مرج موجود در هستی . با این كلید می توان به دنیاییعاری از تفكرات خرافی و اصول دست و پاگیر وارد شد و به جستجوی ارزش هایوالای انسانی همت گمارد . ارزش هایی كه در مجامع فلامنكو تاكید بسیاری برشناخت ، كسب و حفظ آنها می شود . به همین دلیل ، فلامنكو ، از هر نوعش كهباشد ، انسان را به سمت خودشناسی سوق می دهد و حاوی چنین مفهومی است .
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
شنبه، 21 فروردين ماه ، 1389 | ![]() |
نظر دهيد! |
سال ۱۹۸۳ پنترا (PanterA) به وسيله دارل لنس ابت(Darrell Lance Abbott) مشهور به دايموند دارل (Diamond Darrell) به عنوان گيتاريست ٬ برادرش وينسنت پال ابت (Vincent Paul Abbott) معروف به وينیپال (Vinnie Paul) به عنوان درامر ٬ رکس رابرت براون (Rex Robert Brown) به عنوان بيسيست وتری گليز (Terry Glaze) به عنوان وکاليست تشکيل شد و اولين آلبومشو به نام Metal Magic بيرونداد که فروش چندانی نکرد ...
سال ۱۹۸۴ پنترا دومين آلبومشو به نام Project In The Jungle بيرون داد که اونم زيادفروش نکرد ... و به همين صورت آلبوم I Am The Night که در سال ۱۹۸۵ بيرون داده شد...
سال ۱۹۸۶ تری گليز جای خودشو ميده به جناب فيليپ هانسن انسلمو (Philip Hansen Anselmo) که من شخصا" به عنوان يکی از بهترين وکاليستای سبک متال قبولش دارم... خلاصه ۲ سال بعدش يعنی سال ۱۹۸۸ گروه به همراه فيلیپ آلبوم چارمشو با نام Power Metal ارائه داد که با فروش بيش از ۳۰۰۰۰ کپی پر فروشترين آلبومش تا اون زمان شد!
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
شنبه، 21 فروردين ماه ، 1389 | ![]() |
نظر دهيد! |
هنر گوهر همزاد بشري است . و موسيقي به عنوان يك هنر در هر قوم با توجه به شكل تكامل آن قوم با درنظر داشتن نيازهاي روحي و زندگي همان قوم شكل گرفته است و به صورت گوهر همزاد آن قوم در آن بخش از كره خاكي رشد و تكامل يافته است . لكن ذات موسيقي يگانه است . اما در فرم بسيار متفاوت است .
شكل يا فرم موسيقي از عناصر چهارگانه طبيعت يا عناصر چهارگانه انساني ( آب ، آتش ، خاك ، هوا ، يا بلغمي و زهره وي وسوداوي و....) طبيعت ميكند . وبر همين اساس ساز هاي مختلف در مناطق مختلف جهان در آب و هواي گرم يا مناطق حاره يا قطب متفاوت است .
هنرمند در هر منطقه با توجه به ميراث هنري به ارث رسيده به وي از نياكان خود رشد و پرورش مي يابد . و با تكامل فرهنگي شخصي تحت همين عناصروقوم و ذات شخصي خود سعي در خلق اثر هنري مينمايد كه چون برخاسته از اين فرهنگ و هنر مي باشد و از زبان همين قوم مي باشد لكن بر دل آن قوم مي نشيند و بر زبان آن جاري مي شود.
(در اينجا صحبت از يك هنرمند با تمام ويژگي هاي اين كلمه مي باشد)
هنرمند آثار خود را بر اساس نيازهاي آن قوم خلق ميكند كه شايد با نيازهاي قومي ديگر تفاوت داشته باشد . لذا به نظر قوم ديگر فقط آهنگي موزون جلوه گر نمايد.
موسيقي سنتي ايران داراي ذات واحد و يگانه است ولي در بخش هاي مختلف همين سرزمين همانگونه كه آب و هواي متفاوتي ديده مي شود ، همانگونه كه ساختمان هاي متفاوتي ديده مي شود ، گويش هاي متفاوتي ديده مي شود، آداب و رسوم هاي متفاوتي ديده مي شود ، سازهاي متفاوتي ديده مي شود موسيقي متفاوتي هم ديده مي شود . موسيقي لر با موسيقي خراسان داراي دو شكل متفاوت است . خواننده آواز لري به عنوان مثال نمي تواند با خواندن آواز گيلكي جايگاه مناسبي در ميان قوم خود پيدا كند چون آن آواز گيلكي با توجه به نياز بر فرض درو محصول چاي يا كاشت برنج خلق گرديده ، رشد و تكامل يافته حال آنكه لر به آواز چاووشي براي كوچ نياز دارد.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |
دراواخر دوره ی رنسانس با پیدایش تم و واریاسیون- variation (1)زمینه ی انتقال از دوره ی رنسانس به باروک فراهم شد .باروک کلمه ای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه ی بارکو –Barroco در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است .سبک باروک از اواسط قرن 16 میلادی آغاز و تا اواخر قرن 18 ادامه یافت .در این زمان موسیقی بیشتر در اختیار فئودال ها بود تا کلیسا ، بنابراین ، این امکان وجود دارد که از سوی کشیش ها نام باروک انتخاب شده باشد.به این سبک ،سبک فئودال ها نیز گفته می شود .
در این دوره اصلی ترین دلیل پیدایش آثار هنری مذهب بود ، البته کلیسا دخالت جندانی در این موضوع نداشت و منظور از مذهب برداشت شخصی هر فرد است.به این ترتیب هنر صادقانه ی باروک جایگزین هنر تصنعی و مذهبی رنسانس شد.
در دوره ی باروک هنرمندان بر خلاف دوره ی رنسانس به مردم عادی روی آوردند ،زیرا مردم به تدریج نقش مهمی در تحولات و سرنوشت اروپا پیدا می کردند و ثروت نیز در دست طبقه ی متوسط جامعه متمرکز می شد .
هنگامی که سبکی جدید به وجود می آید ،قوانین و قواعد گذشته شکسته می شوند ،اما ممکن است سبک جدید در مواردی ادامه دهنده ی سبک پیش از خود باشد، باروک نیز در برخی موارد ادامه ی رنسانس است .*چون در این اثر هنوز فئودال ها حکومت داشتند و نظام جدید سرمایه داری جایگزین آن نگردیده بود ، بنابراین مذهب نقش اساسی در تغییر سبک داشته است نه شرایط اجتماعی. به طوری که در ابتدای دوره ی باروک (اوایل قرن هفدهم )موسیقی مونوفونی (یک نغمه یا یک خط ملودی با یک همراهی ساده)جایگزین موسیقی پلی فونی (چندصدایی) دوره ی رنسانس شد.اما موسیقی پلی فونی به هیچ وجه کنار گذاشته نشد فقط از اهمیتش در برابر موسیقی مونوفونی کاسته شد و در اواخر دوره ی باروک به اوج تکامل خود رسید . این تحول (جایگزینی موسیقی مونوفونی) ابتدا در ایتالیا در برابر موسیقی کلیسایی (کاتولیک رم) و سپس در آلمان مرکزی و شمالی تحت تأثیر نهضت پروتستان مارتین لوتر (جایگزینی موسیقی مردمی )انجام گرفت.(2)
در اوایل قرن هفدهم آهنگسازان معتقد بودند که متن باید واضح و روشن به گوش برسد به همین دلیل با موسیقی چندصدایی به مخالفت پرداختنددر نتیجه در اوایل سبک باروک، موسیقی تک صدایی (مونوفونی) از اهمیت بیشتری برخوردار شد.
تفاوت اساسی موسیقی چندصدایی(پولی فونی)باروک و رنسانس هم قابل فهم بودن متن و دارا بودن عمق هارمونیک به دلیل استفاده از سیستم تونال بوده است.
این روند تااواخر دوره ی باروک که موسیقی چندصدایی در آثار آهنگسازانی چون باخ و هندل به اوج تکامل رسید ادامه یافت . در موسیقی آوازی این عصر آواز نسبت به دوره رنسانس اهمیت بیشتری از موسیقی داشت.
مارتین لوتر رهبر نهضت پروتستان با ارائه نظریه ی خود در جاگزینی موسیقی مونوفونیک نقش داشت . او برای شکستن قدرت پاپ درکلیسا ی رم از تأثیر موسیقی بر مردم استفاده کرد و در سال 1524چنین نوشت :« من پیشنهاد می کنم درجهت تعالیم پیامبران و پدران اولیه ی کلیسا ، سرود های آلمانی و ترانه های روحانی برای مردم تصنیف شده تا با کمک آنها کلام خداوند نزد آنها جاوید باقی بماند.»به همین دلیل پروتستان ها اعتقاد دارند که هر شخص می تواند به تنهایی و بدون واسطه کشیش با خداوند ارتباط برقرار کند و به جای تماشای مراسم مذهبی به زبان لاتین ، با زبان خود و موسیقی که برایش آشناست در اجرای آن شرکت داشته باشد.
به وجود آمدن شرایط جدید نیازمند به موسیقی جدید نیز بود که در آن خوانندگان غیر حرفه ای بتوانند سرود هارا اجرا کنند . به این منظور لوتر با همکاری چند تن از موسیقیدانان حرفه ای به ابداعاتی در تدوین ترانه های مذهبی مخصوص کلیسای پروتستان دست زدکه بعد ها این ترانه ها «کرال» -Chorale یا «کرال لوتری» نام گرفتند.این ترانه ها از نغمه های روستایی، ترانه های کوچه بازاری شهر ها و سروده های گریگوری (قرن ششم) و هر چیزی که لوتر می توانست از آن کمک بگیرد تشکیل می شدند.
در دوره ی باروک آثار آهنگسازان بر گرفته از عواطف و احساسات درونی آنان نیست بلکه مبین مفهوم عبارات و اشعار به کاررفته است. در سبک باروک میان یک سونات مذهبی و غیر مذهبی تفاوت زیادی به چشم نمی خورد و این دوره ، ترکیبی از انواع مختلف موسیقی را در خود دارد.سبک باروک ادامه دهنده ی موسیقی رنسانس است و به همین خاطر شباهت هایی به موسیقی شرق دارد و در آن بیشتر از گام مینور که حالتی غم گین و شرقی دارد استفاده می شود .
*خصوصیات اصلی موسیقی باروک عبارت است از: ایمیتاسیون یا تقلید (تکرار یک الگوی مشخص) ،تنوع ،توجه به هنر نمایی های فنی ، پیچیدگی و و تراکم شکل ها ،ابتدا بیشتر مونوفونیک و سپس پلی فونیک و ملودی ها بیشتر در گام مینور نواخته می شدند .(3)
دستیابی به وسایل و تکنیک های جدید در ارکستراسیون و هارمونی در اواسط قرن هفدهم به آهنگسازان این امکان را داد تا برای ساز های مورد نظرشان قطعاتی تدوین کنند.
خانواده ویولن (ویولن ،ویولنسل، کنتر باس ) به تدریج جایگزین نوع قدیمی ویولن (ویول و...)شد،ساز های بادی نیز برای ایجاد رنگ ها و تنوع در قطعات بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند.فرهنگ جدید ساز های کلاویه ای شروع به شکل گیری کرد ودر نوانس گذاری قطعات متداول شد.
در این دوران موسیقی سازی و آوازی ازیکدیگر تفکیک شدند و قواعد جدید هارمونی و کنتر پوان تدوین گشت و امکان مدولاسیون (مدگری) (4)فراهم آمد و موسیقی سازی و ارکستری رواج بیشتری یافتند.
در دوره باروک سونات ، کنسرتو ،فوگ و...و درموسیقی آوازی فرم های اپرا ، اوراتوریو، کانتات و .. به وجود آمدند.
در اواخر قرن شانزدهم بر اساس گام های «یونین» و «ائولین» به ترتیب گام های ماژور و مینور پدید آمدند.این دو گام به زبان لاتین دوروس –Durus به معنی سخت (ماژور) و مول –Molle (مینور) به معنی نرم می باشند.
در گام مینور دو فرم دیگر نیز به وجود آمد و سه گام مینور هارمونیک –Harmonic Minor Scale(گام کوچک هماهنگ) ، مینور ملودیک-Melodic Minor Scale (گام کوچک نغمگی ) و گام مینور تئوریک (گام کوچک نظری) ساخته شدند.
در دوره باروک اپرا وموسیقی مجلسی به وجود آمدند و نخستین سالن مخصوص اپرا در سال 1636 در ونیز تأسیس شد . در سال 1643 (هفت سال بعد) آنتونیو استرادیواری با ساخت ویولن تحول عظیمی در موسیقی به وجود آورد.
در سال 1512 آرنولد شلیک نت هارا به شکل امروزی در آورد و در سال 1600 با اهمیت یافتن بیشتر ساز های کلاویه ای (ارگ ، کلاویکورد ،چمبالو)میخائیل (میشل) پرتودیوس این شیوه را به کار گرفت.
از آهنگسازان این دوره می توان به یوهان سباستیان باخ –Johan Sebastian Bach ، گئورگ فریدریش هندل - Georg Friedrich Handel ، کریستف ویلیبالد گلوک –Christoph Wilibalk Gluckاز آلمان و ارکا نجلو کرلی –Arcongelo Corelli ، آنتونیو ویوالدی –Antonio Vivaldi ، تارتینی –Tartini و ویوتی –Viotti در ایتالیا اشاره کرد.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |
موسیقی الکترونیکی به معنی موسیقی ایجاد شده به وسیله تجهیزات الکترونیکی است. هر صدایی که به وسیله یک سیگنال الکترونیکی تولید شود ممکن است موسیقی الکترونیک نامیده شود. به هر حال در یک طبقه بندی ادبی و بازاریابی، موسیقی الکترونیکی به موسیقی تولید شده به طور کامل به وسیله اجزا الکترونیکی اشاره دارد. از قبیل کامپیوتر، سینتی سایزر، ماشین درام و سمپلر. موسیقی الکترونیکی امروزه دارای سبکهای زیر میباشد:
Ambient-Ambient groove-Illbient-Organic ambient-Isolationist-Dark Ambient-Space Age-Breakbeat-
2Step also known as Speed garage-Breakbeat hardcore-Breakcore-Brokenbeat-Drill and bass-Drum
Electronica-Big beat-Hardcore-4-beat-Gabba-Happy hardcore-Freeform hardcore-Makina-Hi NRG-
-House-Acid house-Chicago house-Deep house-Freestyle house-Garage-Ghetto house-
Hard-house-Hip house--Microhouse-New Beat-Progressive house-Tech house-Vocal house-
Futurepop-Old school EBM-Intelligent dance music -
Bitpop-Chip music-Glitch-Miami Bass-Musique concrète-New Age-Noise-Nortec
Synthpunk-Techno-Detroit techno-Freetekno-Ghettotech-Hardcore techno-Rotterdam techno-
Trance-Hard trance-Goa trance-Melodic trance-Minimalist trance-Progressive trance
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 16 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |
ترنس در اوایل دهه 90 از انواع موسیقی تکنو (Techno) و رقص (Dance) منشعب شد.موسیقی ترنس در حال حاضر جزء انواع پر طرفدار موسیقی های الکترونیکی می باشد و باید اذعان کرد که پایه و اساس آن سکانسر (Sequencer)، سینتی سایزر (Synthesizer) و افکت های الکترونیکی است.
علاوه بر پر انرژی بودن، محبوبیت موسیقی ترنس نزد مردم را می توان مدیون دی-جی (DJ) هایی مانند ساشا، پاول ون دایک (Paul Van Dyk) و پاول اوکنفولد (Paul Okenfold) دانست. آنها توانستند با ترکیب موسیقی تاریک تکنو و صداهای موسیقی الکترونیک رقص اروپایی به این سبک از موسیقی دست پیدا کنند.
اواخر دهه 90 موسیقی ترنس پیچیده تر شد و هنرمندانی چون BT توانستند با استفاده از سیستم های کامپیوتری و نمونه های صدا (Samples) و حتی ارکسترهای بزرگ آکوستیک روح و احساسات بیشتری را در این موسیقی القاء کنند. هم اکنون بنظر می رسد که موسیقی ترنس با عبور از هزاره دوم بالغ شده و مسیر اصلی خود را پیدا کرده است. دامنه استفاده از موسیقی ترنس امروزه به آسیا و خاور میانه نیز گسترش پیدا کرده است و در اثر ترکیب با سازها و ریتم های محلی گونه های زیبایی از این موسیقی بوجود آمده است. در حال حاضر آلمان، هلند و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که موسیقی ترنس در آنها بسیار فراگیر می باشد.
از دیگر مواردی که راجع به این موسیقی باید به آنها اشاره کرد آنکه :
- تمپوی موسیقی معمولا" بین 125 تا 150 است.
- برای بالا بردن تاثیر موسیقی روی انسان، اجرای آن معمولا" توام با افکت های نوری است.
- مدت زمان اجرای کنسرت های ترنس می تواند از 2 ساعت تا حتی 3 روز به درازا بینجامد.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 16 آذر ماه ، 1388 | ![]() |
نظر دهيد! |