شعر:
اكثر صاحب نظران ,شعر را سخني موزون و قافيه دار گفته اند .اصولا شعر هميشه موزون بوده و تنها در سده اخير ,اشعار بي وزن هم گفته شده است.
غرض از خيال انگيز بودن شعر چيست؟ اگر بگوييم >>خورشيد طلوع كرد.<<تنها خبر از طلوع خورشيد داده ايم ;اما اگر بگوييم (گل خورشيد شكفت) علاوه بر دادن خبر ,سخن شمال خيال انگيزو موزون و زيباست.خيال انگيز است چون شما پيوند نهاني زيبايي ميان خورشيدو گل را يافته وخورشيد را به گل تشبيه كرده ايد و موزون نيز هست زيرا بخش (هجاهاي)آن با نظمي كنار هم نشسته اند.
وزن:
وزن به شعر,زيبايي سحر انگيزي مي بخشد و آن را شور انگيز ميسازد .مثلا شعر:
دانه چو طفلي است در آغوش خاك روز و شب اين طفل به نشرو نماست
اگر به صورت بي وزن در آيد زيبايي شور انگيزيش را از دست ميدهد:
دانه چو طفلي در آغوش خاك است اين طفل روزو شب به نشرو نماست
قافيه:
قافيه به زيبايي خوش آهنگي شعر مي افزايد و گوش را نوازش مي دهد مثلا:
فتنه ام بر زلف و بالاي تو اي بدر منير قامت است آن يا قيامت ,عنبر است آن يا عبير
حرف:
واژه از واحد هاي كوچكتري به نام حرف درست ميشود .در قافيه و وزن شعر صورت ملفوظ حرف (واج)مورد نظر است نه شكل مكتوب مثلا:
واژه نامه به صورت نام تلفظ ميشود و چهار حرف دارد (نر,ا,م,-).
حروف ملفوظ بر دوگونه اند:
1-مصوت
2-صامت
مصوت:
زبان فارسي داراي سه مصوت كوتاه-ُِ۪ وسه مصوت بلند ا و ي است.
صانت:
زبان فارسي داراي 23 صامت است:
ئد(=ع),ب,پ,ت(=ط),ج,چ,خ,د,ر,ز)= ذ,ظ,ض),ژ,س(=ث,ص),ش,غ(=ق),ف,ك,گ,م,ن,و,ه(=ح),ي.
رديف:
كلمه يا كاماتي كه بعد ازواژه ها ي قافيه,عينا تكرار ميشود.
واژه هاي قافيه:
واژه هايي است كه حروف قافيه در آخر آنها مشترك بايد.
حروف قافيه:
حرف يا حروف مشترك كه در آخر واژه هاي قافيه مي آيد .مثال:
به نام خداوند جان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين
آفرين رديف است و جان ,زبان واژه هاي قافيه و ان حروف قافيه است.
قواعد قافيه(الف)
قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است:
1.هر يك از مصوت هاي ا,وبه تنهايي اساس قافيه قرار مي گيرند .مثلا:
اي چشم تو دل فريب و جادودر چشم تو خيره چشم آهو
مصوت(و)حرف قافيه است.
2.هرمصوت با يك يا دو صامت بعدش قافيه قرار مي گيرد :مصوت+صامت (+صامت).
مثلا:كسي دانه نيك مردي نكاشت كزو خرمن كام دل بر نداشت
اشت (مصوت+صامت+صامت)حروف قافيه است.
غزل
كلمه غزل در اصل به معناي حديث عشق,عاشقي كردن,وعشق باختن است.در اصطلاح ادبيات فارسي,قالبي از شعر استكه در آن مصراع اول و مصراع هاي زوج هم قافيه اند و حد معمول آن به طور متوسط بين5تا 12بيت مي باشد .
از آن روي كه اين گونه شعر ,بيشتر,در بردارنده سخنان عاشقانه بوده است ,شاعران فارسي آن را غزل نام كرده اند .ولي,به مرور,و با ورود مفاهيم بلند اخلاقي و معاني دل آويز حكمت و عرفان در شعر فارسي ,غزل از صورت پيشين آن به در آمد ,و با اخلاق و عرفان در هم آويخت.
در ادامه و حتما در خبر نامه عضو شوید
|